محمد مهدى ملايرى
315
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىداشتهاند تا هنگام ضرورت راهگشاى آنها در نوشتن آثار مشابه باشند . جمعآورى چنين نوشتهها به وسيلهء دبيران از هنگامى شروع گرديد كه كمكم كار كتابت ديوان از صورت ساده و ابتدايى خود خارج مىشد و به صورت هنرى درمىآمد كه براى آن علم و اطلاع و ذوق هنرى و آمادگى قبلى لازم بود . آنچه در الفهرست دربارهء آثار بازماندهء از دبيران و نويسندگان ديده مىشود عموما از همين دوران به بعد است يعنى كموبيش از زمان سالم و عبد الحميد تا دوران عباسى كه عصر شكوفايى اين هنر شمرده مىشود . ابن نديم مجموعهء رسائل سالم پدرزن عبد الحميد را كه از وى تا زمان ابن نديم باقى مانده بوده در يك صد برگ و مجموعهء رسائل عبد الحميد را در هزار برگ نوشته است . از اين مجموعهء هزار برگى امروز جز دو نامهء نسبتا مفصل و چند نوشتهء كوچك باقى نمانده . شايد اگر آن مجموعه امروز در دسترس بود نمونههاى بسيارى از عهدها و رسائل و مكاتيب و نوشتههاى ديوانى ديگرى را كه در گفتار گذشته شمهاى از آنها ذكر شد در آنها مىشد يافت و شايد از خلال آنها مترجم بسيارى از آنها را هم كه ناشناخته است مىشد شناخت . ولى با تأمل در همين دو نامهء موجود هم مىتوان دربارهء آنچه ابو هلال در توصيف كار عبد الحميد ذكر كرده دلائل گويايى به دست آورد . و به همين دليل هم هست كه در اينجا توضيحى در تحليل مطالب آن دو كه يكى در نصيحت ولىعهد و ديگرى خطاب به دبيران ديوان است لازم به نظر مىرسد .